24آبان 96(روزهای مدرسه آویسا)
روزهای مدرسه یکی پس دیگری می گذرند و دخترم رها از همه استرس های مدرسه پارسال مشغول تحصیل و آموزشه. خدا را شکر می کنم که این روزها در آرامش میگذرد البته بگذریم که روزهای شنبه بخاطر مشاعره و روزهای فرد بخاطر شنا و برنامه استخر ما دیر به منزل میرسیم و تقریبا خسته و کوفته و نایی برایمان نمی ماند. در این مدت در مدرسه جشن قرآن و صبحانه سلامت و بسیاری برنامه هایی شاد برایشان فراهم شده و دخترم را هر روز عاشق تر و بیشتر از دیروز مشتاق آموختن می کند. نقاشی دخترکم به صورت عجیبی پیشرفت عجیبی داشته و با مشورت پروانه جون تصمیم بر آن شد که با کتاب کار کنه. مربی مشاعره هم بسیار راضی و خشنود از دخترکم هست . هر روز پرتلاش ت...




